تاريخ : | | نویسنده : kaffolabbas313

 

 

كابوس وحشتناك یك مرد

 

والدین ۲ دختر نوجوان وقتی با حضور در دادسرا اطلاع پیدا كردند فرزندان آنها پس از فرار به اتهام سرقت دستگیر شده اند ، از پذیرفتن آنها به جمع خانواده خودداری كردند.



سربازی كه چند پرونده را در دست دارد از اتاق دادیاری بیرون می آید و با اشاره او ۲ دختر نوجوان و ۲ پسر كه دستبندی فولادی به دست هایشان قفل شده است، وارد اتاق می شوند.



دادیار جنایی از بالای عینك ذره بینی خود نیم نگاهی به آنها می اندازد. اتهام درج شده روی پوشه پرونده زورگیری و سرقت همراه با ضرب و جرح یك راننده است.



با اولین پرسش قاضی ۲ دختر نوجوان خود را خواهر معرفی می كنند و می گویند: فریب ۲ پسر جوان را خورده اند و پس از دوستی و ارتباط با آنها، تشویق به فرار از خانه شده و سرانجام مجبور به همراهی آنها در سرقت شده اند.



این پاسخ، واكنش ۲ جوان سارق را به همراه دارد و آنها نیز سعی می كنند به نوعی دختران را مقصران حادثه قلمداد كنند.



پرسش و پاسخ میان قاضی و متهمان ادامه دارد. زن و مردی میانسال وارد شعبه می شوند. ۲ دختر نوجوان با مشاهده آنها سرشان را پایین می اندازند و جرات نگاه كردن به چهره اشان را ندارند.


رگ های گردن مرد متورم شده است و در چهره اش عصبانیت شدید موج می زند.



قاضی دادسرا زن و مرد میانسال را دعوت به آرامش می كند.


مرد می گوید: آقای قاضی این ۲ دختر فرزندان من هستند یا بهتر بگویم بودند؛ سال ها با آبرو زندگی كردم و به هر دری زدم تا آنها كمبودی در زندگی احساس نكنند، اما مدتی پیش آنها بدون هیچ دلیلی از خانه فرار كردند و فرار آنها موجب شد پسر ۱۸ ساله ام دست به خودكشی بزند كه اكنون در بیمارستان بستری است.



۲ دختر جوان آرام، آرام می گریند، با نگاه به چهره اشان می توان حدس زد كه بشدت پشیمان هستند.



یكی از آنها كه جثه بزرگتری نسبت به خواهر خود دارد، می گوید: بابا... بابا، مرد پاسخی نمی دهد و این بار زن میانسال در پاسخ می گوید: شما ۲ نفر دیگر برای خانواده ما مرده ای بیش نیستید و با فرار خود پدر و مادرتان و حتی تنها برادرتان را قربانی كردید و ....



قاضی آنها را دعوت به آرامش می كند، ۲ پسر جوان تنها سكوت كرده و چشم به قاضی دوخته اند.



مرد میانسال و همسرش آرام می گیرند، وقتی از شاكی خواسته می شود شكایت خود را بیان كند، می گوید: آقای قاضی بازنشسته هستم و با خودرو مسافركشی می كنم.



این ۴ متهم خودروی مرا به صورت دربستی كرایه كرده بودند كه در میانه راه به من حمله ور شدند و پس از ضرب و جرح، مرا از خودرو بیرون انداختند و فرار كردند كه در این هنگام یك خودروی گشت پلیس به كمكم آمد و آنها را دستگیر كرد.



با شكایت شاكی دختران نوجوان می گویند، ما نقشی در سرقت نداشتیم و این جمله آنها با بی تفاوتی شاكی كه دست خود را باندپیچی كرده، روبه رو می شود.



سوال و جواب ها یكی پس از دیگری از ۴ متهم ادامه پیدا می كند، مرد میانسال همچنان بی قرار است.


سرانجام پس از پایان تحقیقات وقتی قاضی از او و همسرش می خواهد تا ضمانت ۲ دخترشان را بپذیرد، مرد لبخند تلخی می زند و می گوید: گفتم كه آنها برای من تمام شده هستند و امروز نیز به اصرار شما به دادسرا آمده ام.



مرد بغض می كند و ادامه می دهد: با فرار آنها كمرم شكست و زندگی ام به كابوسی وحشتناك مبدل شده است... .



اصرارهای قاضی برای مجاب كردن زن و مرد میانسال برای پذیرش ۲ دختر نوجوان بی نتیجه است.۲ دختر فراری به التماس درآمده اند، اما گویی پدر و مادر آنها صدایشان را نمی شنوند.



قاضی سری به تاسف تكان می دهد و با نوشتن دستور تازه ای سربازی كه آنها را به دادسرا آورده صدا می زند، ۲ خواهر فراری همچنان می گریند ..... / گزارش : جام جم آنلاین

 

 

 



رپورتاژ
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
جشن عروسی
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
جدیدترین تجهیزات تالار
دوربین مداربسته
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
طرز تهیه روغن خراطین
معرفی دینگ و ذکر تفاوت‌ها
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
انجام پایان نامه
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
نمایندگی برندها در ایران
روش انتخاب اسباب بازی مناسب کودکان
سامانه جامع مشاغل شهرری
فال حافظ

لینک های مفید
آموزش مجازی | تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.